|
احمدی: شورای نگهبان صلاحیت احمدینژاد را مجددا بررسی كند | ||||
| ||||
|
یك حقوقدان، اعلام اسامی مقامات عالیرتبه نظام از سوی رییسجمهور را مجرمانه دانست و گفت: سخنان شب گذشته احمدینژاد مصداق بارز توهین، نشر اكاذیب و افترا است.
|
ما سبز هستیم، ریشه در خاک، منتظر آفتاب گرم، تشنه آب پاک، همنشین خاک
ما سبز هستیم، که هر روز بیشتر و بیشتر می شویم، ریشه آنقدر دوانده ایم که هر روز دانه ای در کنارمان جوانه می زند، پیراهن سبز می پوشد، بر شانه اش شالی سبز می نشیند و بر مچ های دستش به جای مچ بندهای سرد و سخت استبداد، مچ بندی سبز می نشیند که وقتی دست هایمان را گره می کنیم و به آسمان می بریم، آسمان می داند که هزاران دست، هزاران هزار دست، سبز را فریاد می زنند، با هزاران تصویر سبز و امیدوار.
ما سبزیم، چون اراده کرده ایم از سیاهی بگریزیم، چون فصل سیاه زمستان رفته است و روسیاهی به ذغال مانده و فصل بهار آمده است و زمین می شکافد و فلک را سقف نیز و جوانه جوانه سبز می شود تمام زمین و اگر خدا نیز باران شود و بر شاخه های سبز ما قطره ای بنشاند، ما سرزمین مان را از شر سیاهی نجات می دهیم.
ما سبزیم، چون از میان سرخ های کهنه و سرگردان و بی سرنوشت سالها رنگ خون مردمان را پرچم کردند و خشم شان را به سرخ درآوردند و فریاد برکشیدند و با مشت های آسمانکوب قوی ابرها را چنان در هم کوبیدند که ابر باران شد و باران از روزن روزن خاک رفت تا دانه را جوانه سازد تا برگی و ساقه ای و درختی و سایه ای و جهانی سبز که آسمان را آبی می خواهد و سرنوشت ما را سبز.
بر دست های زهرا مچ بند سبز را می بندم تا آزادی را فریاد کند، بر شانه هایم شال سبز اهل حقیقت را نشانه می کنم تا دستی سبز از دور بر شانه هایم بنشیند از تمامی آنان که تاریخ حقیقت را در سرزمین مان سبز رنگ کردند، سبز سبز سبز.
از گوشه گنجه مادربزرگ شالی کهنه را که بوی تاریخ این سرزمین زیبای بزرگ مان را دارد، بیرون می آورم و آن را قطعه قطعه قطعه می کنم، تا هزار هزار دست جوان و تازه و پر از قدرت و نیروی رنگی از سبز را بنشانند بر مچ هایشان تا با رنگی که از آن ماست و از آن تاریخ ماست و از آن ایمانی ایرانی است، یک رنگ شویم علیه سیاهی نومیدی و استبداد و سرخی بی رحمی و خونخواهی.
صد سال است هر که می آید پرچم زیبای ایران را نشانه ای می کند برای قدرتش، یکی شیری می نشاند و دیگر شمشیری، یکی نام خویش بر پرچم می نویسد و دیگری بابازیهای دیگر هر روز با این رنگ های ساده بازی ها می کنند.
ما سبز را از پرچم مان گرفته ایم و آن را بر شانه های مان نشانده ایم، پرچمی سبز بر دوش کورش، و پرچمی سبز در دست آرش و شالی سبز بر شانه لیلا و مچ بندی بر دست های پروین و مونا و پالیزا و حسین و امیر و سارا و هزار هزار پارچه سبز که چون ریسمانی ما را به هم وصل می کند، ما هزاران را، ما دهها هزار تن و ما صدها هزار تن، ما که میلیونها چشم امیدوار هستیم و دهان مان آزادی و عدالت و حق و برابری و ایران را فریاد می زند.
هادی پیشانی اش را سبز می بندد
کورش پرچمی سبز بر شانه می نهد
هاجر با رنگ نشانه ای سبز روی صورتش می گذارد
پریا ناخن هایش را سبز می کند
گلرخ تهران را سبز سبز سبز می کند
سهراب با ریشه ای سبز در خاک زنده می شود
علیرضا، سبزترین دست را برای دوستی دراز می کند
پویا پیراهنی سبز می پوشد
در دست ها سبزها فریاد می زنند
مرد سبز ما آمده است، میرحسین
ما او را بر شانه های مان می نشانیم
دست های میرحسین و زهرا در دست هم جوانه می زنند
و سبزی خنکای خاتمی بر سر ماست
ما بهار سبز را باور کردیم
تا زمستان سیاه فقر و فلاکت را دور بیندازیم
زنده باد بهار، زنده باد سبز، زنده یعنی سبز، سبز باش
ابراهیم نبوی
چهارم خرداد 88
کیهان: شیخ اصلاحات باز هم تِر زد!
::
کروبی: احمدی نژاد با گُنده گوزیهای خود بزرگترین خدمت را به اسراییل کرد.
::
صفار هرندی: میرحسین باید به ما بگوید با 400 ـ 500 میلیارد دلار دوران جنگ مشغول کدام خیانت بوده است؟
::
صدا و سیما: کروبی هنگام فحش دادن به طرفداران موسوی خناق گرفت.
::
کرباسچی: میرحسین باید تکلیفش را روشن کند که میخواهد در کدام حوض زیرآبی برود.
::
میرحسین: عقل فردی نمیتواند جای خرد جمعی را بگیرد. مخصوصاً عقل بعضی از افراد کم عقل.
::
شریعتمداری: زهرا رهنورد اگر راست میگوید عکسهای قبل از انقلابش را بدهد من ببینم.
::
احمدی نژاد: دست مافیا را قطع کردم که اینطور به جلز ولز افتادهاند.
::
رضایی: من نگفتم احمدی نژاد کشور را به لبه پرتگاه برده. بلکه گفتم صاف انداخته به داخل پرتگاه.
::
سروش: آن به که حرف دهنت را بسنجی تریاکی غارنشین!
::
دولتآبادی: سروش 30 سال به ریش روشنفکران این مملکت خندیده!
::
ایران: خاتمی از پوست خربزه هم نمیگذرد.
::
اعتماد: ریدمان رسمی احمدی نژاد به اقتصاد ایران.
::
جوان: کسی با شال سبز تا حالا نتوانسته مملکت بسازد.
::
اعتماد نو: امروز کروبی هم مشارکت را لوله کرد و هم به خدمت رایحه خوش خدمت رسید.
::
قوچانی: کروبی تکبر ندارد. اگر کسی به حرفش گوش نداد، او به حرفشان گوش میدهد.
::
سعیدلو: دور سوم سفرهای استانی به کوری چشم دشمنان آغاز میشود.
::
مایلی کهن: آدم در مترو بمیرد زودتر به بهشت واصل خواهد شد.
::
محسن هاشمی: فوتبال ما اسهال گرفته است.
::
علی آبادی: کسی را پیدا نمیکنم که به اندازه احمدی نژاد خوشفکرتر باشد.
::
مهرعلیزاده: تا من بودم کسی ازین غلطها نمیکرد.
::
انصار حزب الله: دلمان برای گفتمان و کوفتمان تنگ شده است.
::
دیوان محاسبات: هر غلطی میکنید، بکنید. شکر اضافی ممنوع!
:: ::
:: ::
یک ماه بعد، رییس جمهور منتخب و مردمی:
مردم ما در این انتخابات نشان دادند که بهترین مردم دنیا، بهترین تماشاگران و خلاصه با اخلاقترین آدمهای روی زمین هستند.
I NeeD YoU BaBy![]()
ترسي كه در وجود من است ...
اهي كه در كوچه پس كوچه هاي گلويم گمشده است ...
قلبي كه بي صدا تر از هميشه اهنگ تيك تاك ميزند...
جاده اي كه انتهايي ندارد ...
دريايي كه كران بي كرانش را پاياني نيست ...
و شوق به تو رسيدن ...
كه پر از تمنا است ...
اما دور تر از دوري اسمان هفتم با زمين است ...
من هنوز منتظر تو هستم ...
به وسعت ترس ...
به غمناكي اه ...
با صداي موزون قلبم ...
بيشتر از ذرات خاك جاده ...
من هنوز تنهايم ...
به تنهايي قطرات اب اين بي كرانه ابي ...!
با روایت چند صحنه و تجربه شخصیام شروع میکنم. خیابان ولیعصر نزدیک پارک ملت، دختری با مانتوی تیره و پوشش کاملا معمولی در پیاده رو راه می رود دو پسر سوار بر موتوری از کنار او میگذرند و جوانی که ترک موتور است برای لحظاتی دختر را گرفته و دختر همراه با موتور کشیده می شود و البته صدای جیغ و فریادش هم بلند می شود دو جوان موتور سواری پس از لحظاتی او را رها میکنند و فرار میکنند. در صحنه ای دیگر دو دختر جوان با کمی آرایش در نزدیکی میدان توحید ایستاده اند و در صحنه ای آشنا برخی جوانان به قصدی که میدانیم برای آنها ترمز می زنند و دختران بی توجه به آنها در حال صحبت با یکدیگرند ناگهان دو جوان موتور سوار از کنار آنها رد شده و با دستانشان دخترها را آزار میدهند بطوریکه برخی وسائل یکی از دخترها پخش زمین می شود و با پسرها با لبخند فرار میکنند دختر پریشان فریاد می زند «بدبخت،طرفت را اشتباه گرفته ای» و باز صحنه ای دیگر که خیلی از دخترهای جوان که اتومبیل شخصی دارند تجربه کردند چند پسر جوان با ماشین خود به قصد آزار آنچنان جلوی ماشین چند دختر می پیچند که با تصادف لحظه ای فاصله بود و صدای اعتراض دخترها درآمد. دخترها خوب می دانند چه میگویم و پسرهایی که نمی دانند کافیست از دخترها و زنان خانواده یا از نزدیکان خود بپرسند تا آنها نیز از تجربه ای تلخ خود برایشان بگویند. زنان زیادی تجربه آزار جنسی هرچند اندک وقتی کنار مردی در تاکسی نشسته اند یا حتی وقتی در کوچه ای خلوت راه می رفتند را تجربه کردند و شاید کمتر دختری باشد که آزارهای کلامی مردها وقتی در خیابان بوده را تجربه نکرده باشد.
اما ریشه این آزارها و مزاحمتها کجاست؟ چرا برخی مردان ایرانی که تعدادشان هم متاسفانه کم نیست این حق را خود می دهند که به زنان یا دخترانی که در خیابان، تاکسی یا حتی در اتومبیل شخصی خودشان هستند آزار برسانند؟ ساده لوحانه میتوان گفت تقصیر ماهواره و دسیسه دشمن است. اما به نظر نمی رسد حتی ساده لوح ترین آدمها این استدلال را قبول کنند. متاسفانه شاید یکی دلایل اصلی اینگونه آزارها در منطقهای عجیب فرهنگ ایرانی است. آنجا که می گوییم که دختر اگر موردی نداشته باشد اگر سرسنگین باشد و اگر پوششی سخت و بی روح داشته باشند کسی برای او مزاحمت ایجاد نمیکند احتمالا این استدلال قرار است تشویقی برای دختران برای انتخاب پوشش و رفتاری سنگین باشد اما از قرار بیشتر در ذهنیت پسران و مردان ایرانی موثر بوده ، مردانی که فکر میکنند اگر دختری کمی آرایش کرده است و یا مانتویی با رنگ شاد پوشیده است فاحشه ای است که میتواند با آن هر کاری کرد و هرگونه مزاحمت و آزاری حقشان است و حرکات سادیستی خود را به پای رفتار دختران می گذارند. متاسفانه استدلال اخیر فقط محدود به بخشی از جامعه ای که فقر فرهنگی دارد نیست و حتی می بینیم که در سیستم انتظامی کشور با دخترانی با پوشش شادتر به اتهام تحریک مردان برخورد می شود به جای آنکه سخت بیایستیم و بگوییم اگر زنی فاحشه هم بود هیچ مردی حق ندارد برای او مزاحمت ایجاد کند و یا با رفتار بیمارگونه برخی مردان برخورد کنیم تا آنکه طرف مقابل را به تحریک متهم و او را تنبیه کنیم.
شاید هم ریشه این مزاحمتها در خانواده ها باشد جایی که پسرها و دخترها نمی آموزند چگونه با جنس مخالف خود رفتار کنند یا با آنها ارتباط برقرار کنند در واقع بسیاری از جوانان از هیچ منبع قابل اعتمادی رفتار و برخورد با جنس مخالف را نمی آموزند و تنها معلمشان شاید بچه های محل و دوستانشان باشند. اینجاست که پسرهای که حتی مایل به ارتباطی مثبت و ذاتی با جنس مخالف هستند به جای پیشنهادی مودبانه با تیکه های کلامی مضحک برای شروع ارتباط استفاده میکنند یا دخترانی که ارتباط با جنس مخالف را در کنار خیابان و سوار شدن در ماشین پسران دنبال میکنند. مشکل از پسران و دختران جوان نیست مشکل آنجاست که آنها نمی دانند چه کنند و کسی هم حاضر نیست بپذیرد که باید طرز برخورد و رفتار با جنس مخالف را به ایشان یاد داد. جامعه ای که هنوز دختران جوان را با ترساندن از آزارهای خیابانی به انتخاب پوشش به اصلاح خود مناسب تر مجبور میکند یک جای کارش می لنگد.
شایان ذکر است که مسئولین دانشگاه اعلام کرده اند که به تشکل های دانشجویی و شورای صنفی دانشگاه به عنوان نماینده دانشجویان اجازه طرح پرسش به صورت شفاهی داده خواهد شد .
متن نامه بدین شرح است:
اینجا دانشگاه شریف است آقای احمدی نژاد
آقای احمدی نژاد!
اینجا دانشجویان به هنگام سخنرانی در پشت درهای دانشگاه خود نگاه داشته نخواهند شد. اینجا مخاطب هرسخنرانی دانشجویان واقعی شریف هستند، نه شنوندگان همیشه حاضر و همیشه موافقی که با اتوبوس آورده می شوند.
اینجا رییس دانشگاه هنوز منتخب اعضای هیات علمی دانشگاه است نه منتصب دولت. اینجا اساتید هنوز بالاجبار بازنشسته نشده اند. اساتید دانشکده اقتصاد اینجا از برترین اقتصاددانان کشور هستند و سه سال است که به طور کامل از سیستم تصمیم گیری اقتصادی کشور کنار گذاشته شده اند و نتایج فاجعه آمیز این اقدام امروز بیش از هر زمانی قابل مشاهده است.
آقای احمدی نژاد!
حال که در سال آخر ریاست جمهوری خود تصمیم گرفته اید به دانشگاه شریف بیایید، دانشجویان انتظاری جز پاسخ گویی شفاف ندارند. پاسخ به سه سال ناامنی و پلیسی کردن فضای جامعه تحت عناوینی چون حفظ امنیت اجتماعی، پاسخ به پادگانی کردن فضای دانشگاه ها با زمزمه انقلاب فرهنگی دوم، پاسخ به اخراج، تعلیق و ستاره دار کردن صدها دانشجو به بهانه نداشتن صلاحیت عمومی تحصیل، پاسخ به انزوای کامل ایران در جامعه جهانی با طرح مسایل و اظهار نظرهای نامربوط و در نهیات پاسخ به خم شدن کمر جامعه زیر بار تورم چهل درصدی با نام عدالت محوری.
آقای احمدی نژاد!
اینجا برترین دانشگاه صنعتی و علمی کشور است و اظهار نظرهای غیرکارشناسانه در آن جایگاهی ندارد، اینجا حرمت دانشجویان و دانشگاهیان مقدس است و پاسخ های نامربوط و استهزا آمیز که در سه سال گذشته بارها تکرار شده است گوش شنوایی نخواهد داشت.
آقای احمدی نژاد!
اینجا شریف است و شریف باقی خواهد ماند.
I am not a perfect girl
I am spoilt as well as stubborn
I am pretty clumsy yet spill things a lot
Sometimes i have a broken heart
Sometimes i have conflicts
Maybe someday nothing goes right
Maybe someday I’ll get a surprise
My hair doesn’t always stay in place
My life doesn’t always well-planned
When I think about it and I look back
I wonder how amazing life truly is
Maybe just maybe
I am happy for being unperfect